" بسمه تعالي "
اي كه بردي از يادم راه رفته را بنگر در مسيرت افتادم
گفتم از گناهانم خاطر تو رنجيده با تمام اينها باز مي رسي به فريادم
با چنين شكايت تا جمكران نميايم گر تو جاي من بودي هر چه بود مي دادم
يا به يكجا رسيدم يا به يه جا رسوندند كه حس مي كني ديگر هيچكاري نمي توني بكني ، مكه و مدينه ميري ، كربلاو نجف مي ري ، شهداي كربلا را ياد مي كني اما مي بيني هيچ تكاني نميخوري مشكل بعد قلم روي كاغذ مي بري و مي نويسي
- به نام خدا كه تورا با همه مهرباني آفريد
- از توچه پنهان نازنين ، اگر آغازي بهتر از سلام مي شناختم مي گفتم . سلام ؛ نمي دانم اين نامه كي به دستت مي رسد و در چه حالي مي خواني . نمي دانم مرا به ياد مي آوري يا نه ؟! اما من مدت هاست كه همه جا را به دنبال تو گشته ام هر جا را كه نشاني از تو بود ، راست يا دروغ ، گشته ام . رمق دريا و جوهر در صدايم نمانده ؛ من آشناتر از آنم كه خودم را معرفي كنم اما مي دانم كه ميان انبوه خاطر خواهانت مرا نمي بيني ، ( من همانم كه مدت هاست فرا موشش كرده اي .) من همانم كه تمام كتابها را به دنبال واژه گشته است . واژه اي كه قلب مهربان تو را بدست آورد . من همانم كه تمام شعرهايش را به رشته هاي گيسوي تو تقديم كرده بود . من همانم كه هر بار قايق دل شكسته اش را به موج درياي اندوه انداخته و به ساحل نگاه تو كشانده است . من همانم كه تورا نيافت و باز اميدوارانه گشت . من همانم كه در درياي طوفاني دنيا رهايش كرده اي و هر بار كه از ميان موج سر برداشت تو را خواند ( و كشتي نجات را نديد ) . من همان پروانه ام كه پرهايش را به شعله ي نيايش هاي بي اجابت سوزاند و نگاهش نكردي يا تماشايش كردي و مشت نيازش را لبريز گندم اميد نكردي ، من تنهاتر از آنم كه از آتش كوتاهي ادب ديگر از من بي نگاه مهربان تو چيزي نمانده . شنيده بودم اگر در را بكوبم سري به اجابت بيرون خواهد آمد و من ماه هاست كه در را كوبيده ام و سري بيرون نيامده يا من نديده ام . حق داري مولاي من ! من سراپا نيازم . حق داري اگر در نهايت دارايي ، فقيري مانند مرا براني . تا به حال تمام شكايتم از اهل دنيا را به شما گفته ام . اما گلايه از شما را به كه بگويم . به امير عشق و شمشير علي ! به خاتون افسرده مدينه فاطمه ! يا به شهيد تشنه ي كربلا حسين ! مولاي من اگر حيات هستي از آب است تو آبي . اگر گياهان نيازمند نورند تو نور مطلقي . و اگر قلب هاي نيازمند را آخرين پاسخي پس با من بگو كجا را به دنبال عنايت تو بگردم ( درِ كدام خانه را بكوبم تا خانه ي تو باشد ؟ من كه نشاني از تو ندارم . آنها هم كه خانه ات را مي شناسند نيز مرا لايق نمي دانند و من هم كه آواره كوچه هاي زمانه ام و راه رسيدن را نمي شناسم . مولاي من ماه ها تو را با تمام نيازم خواندم ( به ياري ام نيامدي . )
تو را به حق تمام آبرومندان آستانه ات تو را به تمام گذشته ي رنجورِ تبارت ، سوگند مي دهم به داد جان نااميدان برس . باغ روزگار من بي وزيدن نسيم لطف تو پاييزي تـر از آن است كـه دانه ي اميدي را شكوفا كند ( من به تمام شنيده هايم از تو و خاندان شريفت ترديـد كرده ام )
( به تمام رحمتي كه مي شناختم و در تو در حسرت ديدنت سوخته ام ) مگر معجزه از كسي جز ولي ا000 اعظم ممكن است . يا بنا است لطف تو فقط سلمان و ابوذر را بنوازد . يا سر دستگيري مرا نداري . اگر به شرط شايستگي است سلمان و ابوذر و مقداد نيز شرف دست مرحمت پيامبر را نداشتند ، من بريده ام ، از يافتن تو و حسن كردن عنايتت . ( از خودم كه پيدايت نمي كنم شاكي ام . گناه چشم من است يا دوري تو ؟ به حال مني كه اسر اينجايم ترحم كن . در هجوم جنگ و آتش و گرد بادي كه سنت مهرباني را از سينه ام به تاراج برده هنوز به آمدنت دل خوشم . باور كن كه نديده عاشق شدن دشوار است . بيا و درگاه تقوا را برايم فراخ كن . چه كنم كه فرزند اكنونم و معاصر طوفان امواج پديده هاي شگفت امروز . آزمون مرا در هجوم شبكه ها و رشته هاي ارتباط نوين قرار مده . مي داني كه در بازي عاشقي بازنده ام من آنقدر تازه عاشقم كه ايوب را واسطه ي نياز دنيايي مي كنم و از ابراهيم محبت فرزند مي خواهم و حسين شهيد را واسطه ي قرار خانواده مي خواهم و از تو كه مدت هاست ( از خودت ) پنهاني و در تو جز خدا را نمي شود ديد يافتن خودم را مي خواهم ؟ با همه ي اينها به دادم برس .
به داد من كه تو را پيدا نمي كنم برس به داد من برس كه بي ياري ات شكسته ام به دادم برس كه نمي دانم كدام ذكر و سرود و واژه اي قلب مهربانت را به ياد من مي اندازد ( به دادم برس كه به تمام با تو بودن گذشته ام ترديد كرده ام ) به داد من برس كه تا گم شدنم راهي نمانده . من با همه ي اميدم تو را خوانده ام . آقاي گل محمدي ! من در هجوم سنگ و آتش و آهن زمانه بوي خوش تو را خواندم . من با اضطراب ، نا اميدي ، همه اينها تو را خواندم . به اميد كرامت تو به ستيز با نداشته ها رفته ام ، تو با همه ي مهربانيت تنها داشته ي جان من بودي . تنها سلاح اين سرباز بي سلاح ، نگاه آرام تو بود . خواستن از تو تنها دري بود كه خدا از آستانش بر من گشود . شوق گريستن در پاي تو تنها آسايشي بود كه خدا از همه ي دنيا به من داد . از همه ي زيبايي هاي عالم سهم من فقط گوشه اي بود كه به آتش زمانه سوخت و من تمام روزهاي رفته را صرف خواستن دوباره ي همان گوشه ي كوچك كردم و ( عطايم نكردي ) { بيچاره من ؛ نه دري جز عنايت تو مي شناسم و نه تواني براي رفتن از اين در دارم . درمانده من كه از آخرين پنجره نيز نسيمي به چهره ي آفتاب سوخته ام نوزيد . فقير من كه سرمايه اي براي ورود به بازار عشق تو ندارم . بدبخت من كه چنين مي نويسم و قلب مهربان تو را مي آزارم .
مولاي من ! تمام نوجواني و جواني ام را به پايت نگذاشتم كه هنگام نيازم پيدايت نكنم . آرزوهايم را به انتظار تو گره نزدم كه در تنگدستيِ قلب خسته ام ثروت اجابت دعاي تو نصيب ديگري شود من، من اي مهربان متوقع ترين عاشق توام . من با تمام بال هاي نوجواني و جواني ام كه به شعله هاي محبت تو بخشيده ام مي سوزم .
آيا سهم من كه به دنبال يوسف اجابت تا مصر آرزو دويده ام كلافي نمي شود ؟ آيا باور كنم كه سوختن مرا مي بيني و سكوت مي كني ؟ چگونه بپذيرم كه در آستان تو نيز آخرين حرف را عقل مي گويد و عشق فقط زينتي براي احساس شاعرانه فراق نامه هاست ؟
چه جمعه ها كه به اميد شنيده شدن صدايم قطره ، قطره الغوث را از چشمانم باريده ام . چه عصرها كه به حسرت عبور يادم از خاطر تو نجوا كردم و مشتاقانه به قبله خيره شدم . چه شبها كه ليب خواندن تو را به رود قنوت نماز سپردم . من اي خوب جز تو كسي را ندارم . اين نامه را محض آزردنت ننوشتم . نوشتم كه بداني اين نا اميد هنوز هم دوستت دارد . من مانند گنجشكي كوچك كه در سرماي زمستان سرپناه مي جويد به گرماي عباي تو پناه آورده بودم . من شبيه ماهي قرمز در تُنگِ آب به درياي نگاه تو عادت كرده بودم . من تو را غريبانه خواندم و برايت براي جلب نگاهت سرودم ، نوشتم گفتم گريستم ، گريستم و باز گريستم ( و پاسخي نشنيدم ). و تو ، تو كه مي دانم خطاكارتر از مرا هم پناه داده اي روي از من گرداندي يا حسن آنقدر تيره ام كه طراوت بودنت را حس نكردم .
( من مانند كودكي كه پدر را انتهاي پهلواني دنيا مي داند ) هنوز به نيروي دعاي تو پدر خوبم دل بسته ام . اگر حضور تو شبيه عبور نسيم است بايد پرده هاي زرد اتاق را كه نمي لرزد پاره كنم . اگر بودنت تمام گرماي حيات بخش بهار است از خدا بخواه هستي مرا بسوزاند كه سرد و زمستاني مانده ام .
مي دانم كه تار ظريف قلب نجيبت براي همه ي اهل زمين مي لرزد و قدم هايت خسته ي داد رسي مردم زمانه است . اما به همه ي خوبي هاي تبار روشنت سوگند مي خورم كه من سرگردان نيافتن توام . به خدايت سوگند كه مانند ابراهيم تاب آزمون ندارم . من از خرمن گندم مكاشفه به دانه ي لبخند گاه گاهي از لبان شيرين تو شادم . من از تمام طلوع خورشيد با تو بودن به برق ساده ي دعاي عهـد بسنـده مي كنـم . خاطر خواه سـاده شريفتر از مقـرّب بي اجابت است . بگذار واصل نباشم اما اميدواري را از من نگير . تشرف را چه كنم وقتي هنگام نياز تو را نمي بينم .
مرا از جمكرانت بران اما گاهي نسيم نگاهت را ارزاني جان خستـه ام كن . بگذار حضـور هميشه ات سهم من نباشد اما سلام مدام مرا از لبانم جدا مكن . من به گاهي يادي از تو قانعم . حقير تر از آنم كه مرا به حافظه بسپاري . بزرگتر از حد من و كوچكتر از بزرگي توست . چه دارم كه لاف دوست داشتن تو را بزنم . من به همين بودن ساده ات در يادم شادم . اما مولاي نازنين من به خدايت كه تو را با همه ي بزرگواريت آفريد ، ديگر هيچ اين دل شكسته اي را مانند اين غريب طاقت ندارد . يقين دارم مردم اين زمانه كم طاقتند . سماجت نمي كنند، مي روند و درمانده تر مي شوند . من با همه ي دل شكستگي و نااميدي ، با همه ي تلفي و جدايي و با همه ي آنچه نوشتم و خواندي و آنچه نگفتم و شنيدي ، در تمام سطرهاي نامه ام اميدوار مهرباني تو بودم . هر چند كه لياقت شناخته شدن پيش ترا نداشته باشم .
امضاء : غبار رداي سپيدت
وانقطاع وصلكم ، واستعمال صغاركم . ذاك حيث تكون ضربة السيف على المؤمن أهون من الدرهم من حله . ذاك حيث
يكون المعطى أعظم أجرا من المعطي . ذاك حيث تسكرون من غير شراب ، بل من النعمة والنعيم ، وتحلفون من غير اضطرار ،
وتكذبون من غير إحراج . ذاك إذا عضكم البلاء كما يعض القتب غارب البعير . ما أطول هذا العناء ، وأبعد هذا الرجاء "
* حديث شماره : 568 *
* در نهج البلاغه از علي عليه السلام منقول است كه فرمود : بدانيد پدر و مادرم بفداى آن عده اى كه نام آنها در آسمان معروف و در زمين ناشناخته اند . آگاه باشيد و منتظر پشت كردن كارهايتان و از هم گسيخته شدن اجتماع و اتحادتان و حاكم شدن فرزندانتان بر شما باشيد و اينها زمانى است كه بدست آوردن نان حلال براى مؤمن مشكل تر از تحمل ضربت شمشير بوده وزمانى است كه فقير ويا هديه گيرنده مزد وپاداش او بيش از هديه دهنده ويا صدقه دهنده بوده وزمانى است كه بدون خوردن شراب ، از زيادى نعمت مست شده و بدون اضطرار ، سوگند ياد كرده و دروغ مىگويد و زمانى است كه بلاها شما را در زحمت و فشار قرار داده و به شما زخم مىزند چنانكه جهاز شتر گردن او را زخمى مىنمايد و چقدر اين بلا و مصيبت طولانى و چقدر اين آرزو ( ظهور ) دور مىباشد .
* *
* : صفين ، المدائني : على ما في معجم ألفاظ نهج البلاغة .
* : ربيع الأبرار ، الزمخشري ( مخطوطة ) : على ما في معجم ألفاظ نهج البلاغة .
585 - " كونوا كالنحل في الطير ، ليس شئ من الطير إلا وهو يستضعفها ، ولو علمت الطير ما في أجوافها من البركة لم تفعل
بها ذلك ، خالطوا الناس بألسنتكم وأبدانكم ، وزايلوهم بقلوبكم وأعمالكم ، فوالذي نفسي بيده ما ترون ما تحبون حتى
يتفل بعضكم في وجوه بعض ، وحتى يسمى بعضكم بعضا كذابين ، وحتى لا يبقى منكم - أو قال من شيعتي - إلا كالكحل في
العين ، والملح في الطعام ، وسأضرب لكم مثلا وهو مثل رجل كان له طعام فنقاه وطيبه ، ثم أدخله بيتا وتركه فيه ما شاء
الله ، ثم عاد إليه فإذا هو قد أصابه السوس ، فأخرجه ونقاه وطيبه ، ثم أعاده إلى البيت فتركه ما شاء الله ، ثم عاد إليه فإذا هو قد
أصابته طائفة من السوس فأخرجه ونقاه وطيبه وأعاده ، ولم يزل كذلك حتى بقيت منه رزمة كرزمة الأندر لا يضره السوس
شيئا ، وكذلك أنتم تميزون حتى لا يبقى منكم إلا عصابة لا تضرها الفتنة شيئا "
* حديث شماره : 585 *
* از علي عليه السلام است كه مىفرمود : مانند زنبور عسل در مبان پرندگان باشيد ، هيچ پرنده اى نيست كه زنبور عسل را ضعيف و ناچيز نشمارد ، در حاليكه اگر آنها مىدانستند كه در درون اين حيوان ( زنبور عسل ) چه بركتى وجود دارد هرگز آنرا ضعيف نمىشمردند . با زبان و بدنتان با مردم معاشرت كرده اما با قلب و دل خود از آنها دورى كنيد . سوگند به كسى كه جانم بدست اوست شما آنچه را كه دوست داريد نخواهيد ديد تا زمانيكه بعضى از شما بصورت برخى ديگر آب دهان انداخته و برخى ، بعضى ديگر را دروغگو خطاب كند ، و تا زمانيكه از شيعيان من مقدار اندكى ، مانند سرمه در چشم و نمك در غذا باقى نماند . براى شما مثالى خواهم زد ، مثل مردى را كه غذاى پاك و تميزى داشته و آنرا در خانه گذاشته وتا زمانى كه خدا مىخواهد از آنجا مىرود . سپس دو باره سراغ آن رفته در حاليكه كرم برداشته ، دوباره آنرا تميز كرده وپاك مىكند وداخل خانه گذاشته ومىرود تا زمانيكه خدا خواهد ، در حاليكه دوباره غذا كرم افتاده باز گشته وآنرا پاك و تميز كرده و همينطور تا آنكه ديگر از آن غذا مقدارى باقى مىماند كه ديگر كرم زده نخواهد بود و همچنين شما امتحان شده و انتخاب مىشويد تا آنكه از شما جز گروهى كه فتنه ها در آن تأثير نخواهند گذاشت ، باقى نمىماند .
* : البحار : ج 52 ص 115 ب 21 ح 37 - عن النعماني .
* : بشارة الاسلام : ص 50 ب 2 - عن النعماني
* حديث شماره : 1438 *
* يونس بن عبد الرحمان مرفوعا از امام صادق ( ع ) نقل كرده كه دربارهء گفتهء خداى سبحان " ولقد آتيناك سبعا من المثانى والقرآن العظيم " فرمود : ظاهر آن حمد وستايش است وباطن آن فرزند [ يعنى امام باقر ( ع ) ] وهفتمين آن [ يعنى هفتمين فرزند امام باقر ( ع ) ] قائم عليه السلام است "
1438 - المصادر :
* : العياشي : ج 2 ص 250 ح 37 - عن يونس بن عبد الرحمن ، عمن ذكره ، رفعه قال : سألت أبا عبد الله عليه السلام عن قول الله ( ولقد آتيناك سبعا من المثاني والقرآن العظيم )
1444 - ( الإمام الصادق عليه السلام ) " هي الكلمات التي تلقاها آدم من ربه فتاب الله عليه ، وهو أنه قال : أسألك بحق محمد
وعلي وفاطمة والحسن والحسين ، إلا تبت علي . فتاب الله عليه إنه هو التواب الرحيم ، فقلت له يا ابن رسول الله فما يعني
عز وجل بقوله فأتمهن ؟ قال : يعني فأتمهن إلى القائم اثني عشر إماما ، تسعة من ولد الحسين عليهم السلام ، قال المفضل فقلت :
يا ابن رسول الله فأخبرني عن قول الله عز وجل ( وجعلها كلمة باقية في عقبه ) قال : يعني بذلك الإمامة جعلها الله تعالى في عقب
الحسين إلى يوم القيامة . قال فقلت له : يا ابن رسول الله فكيف صارت الإمامة في ولد الحسين دون ولد الحسن عليهما السلام
، وهما جميعا ولدا رسول الله صلى الله عليه وآله وسبطاه وسيدا شباب أهل الجنة ؟ فقال عليه السلام : إن موسى وهارون كانا
نبيين مرسلين وأخوين ، فجعل الله عز وجل النبوة في صلب هارون دون صلب موسى عليهما السلام ، ولم يكن لأحد أن يقول لم
فعل الله ذلك ؟ وإن الإمامة خلافة الله عز وجل في أرضه وليس لاحد أن يقول لم جعله ( جعلها ) الله في صلب الحسين دون
صلب الحسن عليهما السلام لان الله تبارك وتعالى هو الحكيم في أفعاله لا يسأل عما يفعل وهم يسئلون " ويأتي في البقرة - 124 والزخرف - 28 .
* حديث شماره : 1444 *
* محمد بن زياد ازدى از مفضل بن عمر روايت كرده كه گفت ازامام صادق ( ع ) دربارهء آيهء شريفهء " واذ ابتلى ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن " سئوال كردم حضرت فرمود : آنها كلماتى بودند كه آدم ( ع ) آنها را از پروردگار خويش دريافت نمود وخداوند توبهء اورا پذيرفت وآنها عبارت بودند از اينكه فرمود : خدايا از تو مىخواهم به حق محمد وعلى وفاطمه وحسن وحسين ، توبه ام را بپذيرى ، وخداوند توبهء او را پذيرفت ، براستى كه او توبه پذير مهربان است ، عرض كردم : اي فرزند رسول خدا ( ص ) معناى فرمودهء خداى عزوجل فاتمهن چيست ؟ فرمود : يعنى دوازده امام را با قائم ( ع ) كامل گردانيد ، نه امام از فرزندان حسين عليهم السلام ، مفضل گفت : عرض كردم : اى فرزند رسول خدا ( ص ) معناى اين فرموده خداى سبحان " وجعلها كلمة باقية في عقبه " چيست ؟ فرمود : منظور از اين امامتى است كه خداوند آنرا تا قيامت در نسل امام حسين ( ع ) قرار داده است ، گفت ، به او عرض كردم : اى فرزند رسول خدا ( ص ) ، چگونه امامت در ذريه ونسل امام حسين ( ع ) قرار گرفت ودر ذريهء امام حسن ( ع ) قرار نگرفت در حاليكه هر دو فرزندان رسول خدا ( ص ) ونوه هاى دخترى او وسرور جوانان اهل بهشت بوده اند ؟ آن حضرت فرمود : موسى وهارون دو پيامبر مرسل ودو برادر بودند ، وخداى سبحان نبوت را در ذريهء هارون قرار داد نه موسى ، وهيج كس نمىتواند بگويد كه چرا خداوند اين كار را انجام داد ؟ وامامت ، خلافت خداى عزوجل در روى زمين است وكسى حق ندارد بگويد چرا خداوند آنرا در نسل وذريهء فرزندان حسين ( ع ) قرار داد ودر فرزندان امام حسن ( ع ) قرار نداد ، زيرا خداوند تبارك وتعالى در كارهاى خود حكيمانه عمل مى كند ، واز آنچه انجام مى دهد مورد پرسش قرار نمى گيرد ، وآنان ( مردم ) مورد پرسش وسئوال قرار خواهند گرفت . .
1444 - المصادر :
* : كمال الدين : ج 2 ص 358 ب 33 ح 57 - حدثنا علي بن أحمد بن محمد بن عمران الدقاق رضي الله عنه قال : حدثنا حمزة بن القاسم العلوي العباسي قال : حدثنا جعفر بن محمد بن مالك الكوفي الفزاري قال : حدثنا محمد بن الحسين بن زيد الزيات قال : حدثنا محمد بن زياد الأزدي ، عن المفضل بن عمر ، عن الصادق جعفر بن محمد عليهما السلام قال : سألته عن قول الله عز وجل ( وإذا ابتلى إبراهيم ربه بكلمات فأتمهن ) ما هذه الكلمات
1465 - ( عبد الله بن ربيعة ) " . . . ثم المنتظر بعده اسمه اسم النبي صلى الله عليه وآله يأمر بالعدل ويفعله وينهى عن المنكر
ويجتنبه ، يكشف الله به الظلم ويجلو به الشك والعمى يرعى الذئب في أيامه مع الغنم ، ويرضى عنه ساكن السماء والطير في
الجو والحيتان في البحار ، يا له من عبد ما أكرمه على الله ، طوبى لمن أطاعه وويل لمن عصاه ، طوبى لمن قاتل بين يديه فقتل أو قتل
، أولئك عليهم صلوات من ربهم ورحمة وأولئك هم المهتدون وأولئك هم المفلحون وأولئك هم الفائزون "
* حديث شماره 1465 *
* عتيق بن يعقوب ، از عبد الله بن ربيعة نقل كرده كه گفت در حديثى طولانى در فضيلت پيامبر ( ص ) آمده است : " . . . . . وكسى كه بعد از او مورد انتظار است ، نام او نام پيامبر صلى الله عليه وآله است ، به عدل وداد دستور مى دهد وخود دادگرى مى كند ، از منكر نهى وجلوگيرى مى كند ، وخود از منكر مى پرهيزد و اجتناب مىنمايد ، خداوند بواسطهء او تاريكيها را بر مىدارد وبوسيلهء او شك وترديد وكور دلى ، بر طرف مى گردد در دوران آن حضرت گرك با گوسفند همراه است ، واهل آسمان وپرندگان در فضا وماهيان دريا ، از او خرسندند چه بندهء خوبى كه خداوند نسبت به او عنايت دارد خوش بحال كسى كه از او فرمان برد واى بر آنكس كه نافرمانى او نمايد ، خوش بحال كسى كه درركاب او بجنگد ، بكشد يا كشته شود ، درود ورحمت خداوند بر چنان افرادى ، آنان هدايت يافتگان ورستگاران ، وپيروزمندانند .
1465 - المصادر :
* : إثبات الهداة : ج 1 ص 709 ب 9 ف 18 ح 149 - عن مقتضب الأثر .
* : البحار : ج 36 ص 217 ب 40 ب 19 - عن مقتضب الأثر .
" منا إث( الإمام الصادق عليه السلام ) " لا ذلك اسم سماه الله به أمير المؤمنين لا
يسمى به أحد قبله ولا بعده إلا كافر ، قال : كيف نسلم عليه ؟ قال تقول : السلام
عليك يا بقية الله . قال : ثم قرأ جعفر " بقية الله خير لكم إن كنتم مؤمنين "
* *
* عمر بن ذاهب مىگويد : مردى به امام صادق عليه السلام عرض كرد آيا به قائم عليه السلام با [ عبارت ] ( إمرة المؤمنين ) سلام كنيم [ يا نه ؟ ] امام [ در پاسخ ] فرمود : خير ، اين نامى است كه خداوند آن را به أمير المؤمنين ( ع ) داده است ، هيچكس قبل و بعد از او جز كافران به اين نام ناميده نشده است ، آن مرد گفت : چگونه بر او سلام كنيم ؟ فرمود بگو : ( السلام عليك يا بقية الله ) ( سلام بر تو اى بقية الله ) . آن مرد گفت : سپس امام صادق عليه السلام [ اين آيه را ] خواند : " بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين " ( بقية الله بهتر است براى شما ، اگر مؤمن باشيد ) .
- المصادر :
* : تفسير فرات : ص 63 - حدثني جعفر بن محمد الفزاري ، معنعنا عن عمر بن ذاهب قال : قال رجل لجعفر بن محمد عليه السلام : نسلم على القائم بإمرة المؤمنين قال : -
***
نا عشر مهديا ، أولهم أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ، وآخرهم التاسع من ولدي ، وهو القائم ، بالحق ، يحيي الله بن الأرض بعد موتها ، ويظهر به دين الحق على الدين كله ، ولو كره المشركون . له غيبة يرتد فيها أقوام ويثبت فيها على الدين آخرون ، فيؤذون ويقال لهم : ( متى هذا الوعد إن كنتم صادقين ) أما إن الصابر في غيبته على الأذى والتكذيب بمنزلة المجاهد بالسيف بين يدي رسول الله صلى الله عليه وآله "
* *
* ربيع بن سعد ، از عبد الرحمان بن سليط روايت كرده كه گفت : امام حسين عليه السلام فرمود : از ما دوازده مهدى خواهد بود كه نخستين فرد آنها اميرالمؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام و آخرين آنها نهمين فرزند من و قائم به حق مىباشد . خداوند زمين را بدست او زنده گردانيده و دين حق خود را بدست او بر جميع اديان پيروز گردانيده ، هر چند مشركان از آن ناراحت باشند . آن حضرت غيبتى دارد كه اقوامى در آن ترديد كرده و اقوامى ديگر در آن ثابت قدم مىمانند و اذيت و آزار خواهند شد تا آنجاكه به ايشان گفته مىشود آن وعده چه زمانى خواهد بود ؟ آگاه باشيد كسى كه در غيبت آن حضرت بر اذيت و آزار واتهام ديگران ومخالفين صبر كند ، مانند كسى است كه در كنار رسول خدا با شمشير جهاد كرده باشد .
- المصادر :
* : كمال الدين : ج 1 ص 317 ب 30 ح 3 - حدثنا أحمد بن زياد بن جعفر الهمداني قال : حدثنا علي بن إبراهيم بن هاشم ، عن أبيه ، عن عبد السلام بن صالح الهروي قال : أخبرنا وكيع بن الجراح ، عن الربيع بن سعد ، عن عبد الرحمن بن سليط قال : قال الحسين بن علي بن أبي طالب عليهم السلام : -
* : عيون أخبار الرضا : ج 1 ص 68 ب 6 ح 36 - كما في كمال الدين بتفاوت يسير ، بسنده .
اصل قضيه "عشق" است
10/9/1387
برگزيدهای از بيانات رهبر معظم انقلاب در مورد ازدواج جوانان

اصل قضیه "عشق" است
اگر در زندگی محبت وجود داشت، سختیهای بيرون خانه آسان خواهد شد. برای زن هم سختی های داخل خانه آسان خواهد شد.
خطبه عقد 77/08/11
در ازدواج، اصل قضيه محبت است. دخترها و پسرها اين را بدانند. اين محبتی كه خدا در دل شما قرار داده حفظ كنيد.
خطبه عقد 74/10/17
دختر و پسر، عروس و داماد به هم محبت بورزند؛ چون آن محبت ملاطی است كه اينها را برای هم حفظ میكند، در كنار هم نگه میدارد و نمیگذارد از هم جدا شوند. محبت خيلی چيز خوبی است. محبت كه بود وفاداری هم هست.
خطبه عقد 76/09/24
خداوند از زن و مرد تنها خوشش نمیآيد
خدای متعال از زن و مرد تنها خوشش نمیآيد، مخصوصا آنهايی كه جوانند و بار اولشان است. مخصوص جوانها هم نيست. خدای متعال از زندگی مشترك و مزدوج خوشش میآيد. آدم تنها، مرد تنها و زن تنها كه همـه عمر را به تنهايی میگذراند، از ديد اسلامی چيز مطلوبی نيست . مثل يك موجود بيگانه است در مجموعه پيكره انسانی. اسلام اين طور خواسته كه خانواده، سلول حقيقی مجموعه پيكره جامعه باشد نه فرد تنها.
خطبه عقد 75/10/05
مفهوم خوشبختی
خوشبختی عبارت است از آرامش، احساس سعادت و احساس امنيت. جشن و اسراف و زيادهروی، كسی را خوشبخت نمیكند. مهريه و جهيزيه هم كسی را خوشبخت نمیكند. پایبندی به روشِ شرع است كه انسان را خوشبخت میكند.
خطبه عقد 75/02/10
مال و جمال، يا كمال؟ كدام انگيزه؟
بزرگترها هم كمك كنند
مرد قوام است و زن ريحان
از مراسم عروسی آغاز كنيد
تشريفات سادهی ازدواج اسلامی
از خاندان پيامبر (ص) تقليد كنيد
چرا اصرار بر 14 سكه؟
عزت دختر به اخلاق است نه به جهيزيه
چشم و هم چشمی و معضل جهيزيّه
جهيزيۀ بهترين عروس عالم
متن کامل فرمایشات در ادامه مطلب./
ادامه مطلب...
لباس یاس بر تن کرد زهرا
کنار دست او بنشست مولا
محمد خطبه خواند زهرا بلی گفت
غلط گفتم بلی نه یا علی گفت
اول ذی الحجه، سالروز ازدواج فرخنده حضرت فاطمه (س) و حضرت علي (ع)
ازدواج حضرت علی(ع) با حضرت فاطمه(ع) به فرمان
خداوند، از امتیازاتی است که رسول اکرم(ص) بر آن
مباهات می کرد.
مهریه و جهیزیه بهترین عروس
ادامه مطلب...
شهادت دردانه اهل بیت . جواد الائمه . امام محمد تقی (ع) بر تمام شیفتگان اهل بیت تسلیت باد./

وقتی شیطان بر حضرت آدم (ع) سجده نكرد،خدا فرمود: اخرج انك رجیم و انٌ علیك لعنتی الی یوم الدین. یك تقاضا درباره ی زحمات عبادی كه در گذشته داشت از خدا كرد و گفت: انظرنی الی یوم یبعثون. به من تا روز قیامت مهلت بده. خدا به او فرمود: انك من المنظرین الی یوم الوقت المعلوم تا وقتی كه من منظورم است به تو مهلت می دهم كه طبق آیات قرآن و روایات، آن روز، روز ظهور حضرت بقیة الله است.
شیاطین تا روز تولد پیغمبر اکرم (ص) به آسمانها و کرات می رفتند و سر می زدند. ولی از آن روز شیطان را از آسمان اول (جوٌ زمین ) مانع شدند.
فاتبعهم بشهاب ثاقب. سنگ های آسمانی وقتی به جوٌ زمین می رسند، احتراق پیدا می كنند. هیچ منافاتی ندارد كه خدا مقدر كند كه با همین سنگ ها شیاطین را مانع شود كه به آسمانها بروند.

چرا؟ چون در یك قسمت از آسمان و كرات بالا بعضی ملائكه ی مقرب و انبیاء مرسل اجتماع دارند و برای مقدمات ظهور حضرت بقیـة الله ارواحنا فداه طرح می ریزند. چون مهلت و عمر شیطان تا زمان ظهور حضرت ولی عصر (عج) است، لذا خیلی اصرار دارد که از اسرار آن جلسه اطلاع پیدا کند و خدای تعالی هم آن جلسه را کاملا سرٌی نگه داشت. چون اگر شیطان از زمان ظهور اطلاع پیدا کند، فعالیتش را برای اینکه این مسئله انجام نشود زیاد می کند.
ضمنا بیشترین فعالیت شیطان این است که مردم را از یاد امام زمان غافل کند و مردم طالب فرج نباشند و حالت انتظار پیدا نکنند تا خدای تعالی ظهور را تأخیر بیندازد و در نتیجه مهلت شیطان بیشتر بشود.
از : گنجینه حکمت
به قول سالک الی الله : "یکی از چیزهایی که موجب غفلت از یاد امام زمان (ع) میشود :
رفاقت و همنشینی، با افراد غافل، و جاهل و منحرف است که از یاد امام زمان(ع) غافل هستند."

بیست و پنجم ماه ذی القعده روز دحوالارض است. دحوالارض را چنین معرفی می کنند "روزی كه زمین از زیر کعبه كشیده و گسترانیده شد" .
گر چه این مطلب یعنی کشیده شدن و گسترانده شدن زمین در وحله اول عجیب به نظر میرسد اما تعریف واضح تر این موضوع این است که گفته شود :
پس از آنکه تمام سطح کره زمین به مدت طولانی در زیر آب فرو رفته و خداوند خواست تا آن را از زیر آب بیرون آورد که صحنه زندگی موجودات مهیا گردد ، اولین نقطه ای که از زیر آب سر بیرون آورد همان مکان مقدس کعبه و بیت الحرام بود . این واقعه نشان دهنده اهمیت این نقطه و مرکزیت آن برای همه عالمیان است .
در واقع دحوالارض روز شروع حیات بخشی خداوند به جهان خاکی است كه توجه به آن در روایات و تعیین اعمال خاص همچون روزه ، عبادت ، دعا و غسل واهتمام به آن از سوی معصومین (ع) نشانگر عنایت حضرت حق به این روز با برکت است .
تعبیر به اینکه "در روز دحو الارض رحمت خدا منتشر گردیده و از برای عبادت و اجتماع به ذكر خدا در این روز، اجر بسیار است" و امثال آن ، مومنین را بر انجام مستحبات مخصوص این روز ترغیب می نماید . درباره روزه این روز آمده است :
▪ روزه این روز همانند روزه هفتاد سال است .
▪ روزه این روز کفاره گناهان هفتاد سال است .
▪ برای روزه دار این روز هرکه و هرچه در میان آسمان و زمین است استغفار می کند و ...
از دیگر اعمال این روز شریف دو رکعت نماز است که در آن حمد و پنج مرتبه سوره "والشمس" خوانده می شود و پس از نماز نیز دعایی است که در مفاتیح آمده است . و همچنین دعای "اللهم داحی الکعبه ..." از دعاهای مخصوص این روز است .
روایت است که « امام رضا » علیه السلام فرموده اند: درشب بیست و پنجم ماه ذی القعده حضرت ابراهیم (ع) و حضرت عیسی (ع)متولد شده اند. و نیز در این روز رسول خدا صلی الله علیه و آله ، به قصد حجهٔ الوداع از مدینه به همراه یكصد و چهار هزار یا یكصد و بیست و چهار هزار نفر از راه شجره به مکه عزیمت نمودند که حضرت فاطمه (ع ) و تمامی زوجات آن حضرت نیز ایشان را همراهی می کردند .
و نیز در روایتی است که در این روز قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام خواهد نمود .
خطبه بدون الف مولاى متّقیان علی علیه السلام
.jpg)
چنین روایت شده كه وقتى اصحاب پیغمبر ـ صلّى اللّه علیه و آله ـ با یكدیگر مذاكره مى نمودند كه كدام یك از حروف هجا در كلام زیادتر استعمال مى شود، بالاخره رأى همه بر آن قرار گرفت كه الف زیادتر در كلام مى باشد.
ناگاه حضرت امیر المؤمنین ـ علیه آلاف التحیة و الثناء ـ وارد گردید و بدون آن كه قبلاً فكر كند و ترتیب كلماتى دهد كه در آن الف نباشد. این خطبه مفصّل را بیان فرمود كه هیچ الف در آن نیست و آن خطبه این است :(1)
حَمدتُ من عَظُمتْ مِنَّتُه ، و سَبغتْ نِعمته ُ، و سَبقتْ رَحمتُه ، و تَمّتْ كَلِمته ُ، و نَفذتْ مَشیتُه ، و بَلَغَتْ حُجّتُه ، جو عَدلتْ قَضیتُه .
حمد مى نمایم كسى را كه منّت او بزرگست ، و نعمت او فراوانست ، و رحمت او پیشى گرفته است بر غضب او، و علامات قدرت او تمام است ، و مشیت او فرو گرفته تمام موجودات را، و حجّت و برهان او همه جا رسیده ، و حكم او به عدل پیوسته .
حَمِدْتُ حَمْدَ مُقرٍّ بِربوبیته ، مُتَخَضِّعٍ لِعبودیتِه ، متنصّل من خَطیئتِه ِ، معترف بتوحیده ، جمستعیذ من وعیده ج مؤمّل من ربّه مغفرةً تُنجیهِ یوم َیشْغَلُ عن فصیلتِه و بَنیه .
خدا را حمد و ستایش مى نمایم ; ستایش كسى كه اقرار و اعتراف كننده است به پروردگارى او، و ذلیل مى باشد براى بندگى او، و از گناهان خود معذرت مى خواهد، و به یگانگى او اعتراف مى نماید، و پناه گیرنده به اوست از وعده هاى عذاب آخرت ، و از پروردگارش امیدوار مى باشد آمرزش و مغفرتى كه او را نجات دهد در روزى كه شخص را از خویشان و پسرانش باز مى دارد.
متن کامل در ادامه مطلب./
ادامه مطلب...
آیت الله علی اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در سی و ششمین قسمت از برنامه به سوی ظهور با عنوان "مهدویت، کاربردها و چالش ها" به بررسی نقش و کاربرد ظهور در عملکرد فعلی عصر حاضر پرداخت و گفت: اصولاً ادیان آسمانی بعد کاربردی دارند و غیر از اینکه انسان ها را به اصولی معتقد می کنند، قصد دارند جامعه را اداره کنند. در این میان اسلام دینی جامع است که بعد از آن دین دیگری نمی آید.
وی با اشاره به اینکه در قرآن کریم همه مطالبی که در سعادت و شقاوت انسان ها موثر است، آمده است، اذعان داشت: آنچه در زمان پیامبر (ص) گفته شد و تکمیل نشد در زمان حضرت حجت محقق می شود و آنچه نوید آسمانی داشته و برای خوشبختی بشر در زمین است در سایه دین فراهم می شود.
رییس مجلس خبرگان رهبری امید را از ثمرات حالت انتظار ظهور حضرت حجت (عج) دانست و اظهار داشت: در غیبت امام زمان (عج)، حضرت را با واقعیت منصوب الهی می شناسیم و امید داریم که آثار اسلام و قرآن به دست ایشان تحقق یابدو این افق را برای آینده ترسیم کردیم که روزی دیر یا زود خواهد آمد و این افق با ظهور حضرت همراه است. این امید نقش سازنده ای در وجود انسان دارد و مانند موتور محرک، راهنما و منبع انرژی است.
متن کامل در ادامه مطلب./
ادامه مطلب...
بسم الله الرحمن الرحیم
اگر به فلسفه تشکیل حوزههای علمیه مراجعه شود خواهیم یافت که آنجا در واقع جهت تربیت سرباز برای امام زمان تشکیل یافته بوده و نظری که در تشکیل آنجا به منصه ظهور رسیده غیر از آنی است که الآن مد نظر واقع شده است. آیا تا به حال به این فکر کردهآیم که چرا علمای قدیم از سهم مبارک امام علیهالسلام در حوزههای علمیه هزینه میکردند؟ و به آن اهتمام میورزیدند؟ دفاع از امام عصر امری است که مختص به افراد خاص نبوده و همه آحاد ملت باید برای دفاع از آن وجود همیشه آماده بوده و جان و مال و ناموس خود را برای دفاع از آن حریم الهی فدا کنند. اما حوزههای علمیه برای آنکه بقیه مردم بتوانند در مسیر زندگی خود آسانتر حرکت کنند بخشی از دفاع از آن حریم به کسانی واگذار کرد که خود را به عنوان سرباز امام عصر معرفی کرده بودند و در مراکزی که به نام امام عصر تشکیل یافته بود حاضر شده بودند. شاید فلسفه پرداخت شهریه به آنان از باب سربازی امام عصر بوده باشد. کسی که به عنوان سرباز پا به عرصه ظهور میگذارد باید قواعد کار را به خوبی بلد بوده و واقعا سرباز باشد. اولین مرحله از سربازی شناخت فرماندهی است که از سوی خدای عالم معرفی شده و به عنوان جانشین و تنها خلیفه خدای عالم بر همه کائنات حاضر و ناظر است. شناخت و معرفت به او اساسیترین اصلی است که در وجود یک سرباز باید وجود داشته باشد تا این سرباز بتواند به خوبی از وظیفه دفاع از حریم الهی وارد عمل شود.
آنان که خود را به عنوان سربازان جان فدای امام عصر معرفی میکنند و در آن مسیر حرکت میکنند چیزی به جز رضایت قلب مقدس او را برای خویش واجب نمیشمرند و همیشه و همه وقت و در همه حال آن چیزی که مورد نظرشان میباشد حرکت در مسیری است که رضایت قلبی او را به همراه دارد. باید متذکر شوم که رضایت خدای عالم در رضایت امام علیه السلام قرار داده شده و این دو در راستای هم بوده و جدا از همدیگر نمیباشد.
حال کسانی که در لباس مخصوص سربازی قرار میگیرند باید حواسشان باشد که به علت آنکه خود را سرباز امام عصر معرفی کردهاند حرکات و رفتار و گفتارشان بیش از دیگران نمود دارد و در بین مردم آشکارتر است. اگر به رفتار علمای قدیم دقت کرده شود به ظاهر آنان که توجه شود خواهیم دید که سر تراشیدن نشانهای از سرباز بودن است در محضر کسی که خلیفه خداست.
متن کامل در ادامه مطلب./
ادامه مطلب...
كوچك و بزرگ بايد بدانيم: راه يگانه برای سعادت دنيا و آخرت، بندگی خدای بزرگ است؛ و بندگی، در ترك معصيت است در اعتقاديات و عمليات.
آنچه را كه دانستيم، عمل نماييم و آنچه را كه ندانستيم، توقف و احتياط نماييم تا معلوم شود، هرگز پشيمانی و خسارت، در ما راه نخواهد داشت؛ اين عزم اگر در بنده، ثابت و راسخ باشد، خدای بزرگ، اولی به توفيق و ياری خواهد بود.
والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرين، واللعن علی أعدائهم أجمعين.
مشهد ربيعالثانی
میلاد امام رئوف آقا امام رضا بر تمامی دوست داران آن امام هما مبارک باد./
در راستای میلاد این امام هما و به برکت وجودی ایشان آن امام رئوف هشتمین امام شیعیان جهان، در مورد مسائل و رخدادهای عصر غیبت و ظهور امام عصر (عج)، بیاناتی شیوا و راهگشایی دارند که بیش از پیش، این آینه زلال الهی و آرامش بخش هستی را به ما می نمایاند./
اشاره:
اعتقاد به ظهور منجی و هدایت گر واقعی بشریت، ایده ای بوده است که تاریخ آن به تمامی ادیان الهی باز می گردد و انبیاء بزرگ ما، از محقق شدن وعده های الهی و گسترش عدل الهی در جهان خبر داده اند و در طول عمر بشریت، تمامی فرستادگان الهی، مردم را با آیندۀ روشن آشنا می ساختند و آنان را آماده درک چنین ایامی می نمودند. چنانچه قرآن کریم بر این مطلب صحّه می گذارد و عقیده به فرهنگ عدل جهانی را به قرن ها پیش منوط می دارد و می فرماید: «و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر انّ الارض یرثها عبادی الصالحون» ؛ یعنی ما در کتاب تورات و زبور درج نمودیم که عاقبت زمین را بندگان شایسته به ارث خواهند برد؛ که امام باقر (ع) در مورد این آیه می فرمایند: «هم اصحاب المهدی (ع) فی آخرالزمان» ، یعنی این وارثان زمین، یاوران حضرت مهدی (عج) در آخرالزمان می باشند. هشتمین امام شیعیان جهان نیز، در مورد مسائل و رخدادهای عصر غیبت و ظهور امام عصر (عج)، بیاناتی شیوا و راهگشایی دارند که بیش از پیش، این آینه زلال الهی و آرامش بخش هستی را به ما می نمایاند که به ابعاد مختلف این فرمایشات وحیانی می پردازیم:
1ـ غیبت و فلسفه آن
” امام رضا (ع) می فرماید: «گویا شیعیانم را می بینم که هنگام به شهادت رسیدن امام حسن عسکری (عج) در جستجوی امام خود در همه جای دنیا، بر می آیند ولی او را نمی یابند، راوی می گوید: عرض کردم برای چه یابن رسول الله؟ فرمودند: برای اینکه امام ایشان از نظرها غایب خواهد گشت... “
2ـ ناگهانی بودن ظهور
” بی شک، وجود اقدس حضرت مهدی (عج) بنابر مصالح الهی و تقادیری که به خیر و صلاح بندگان می باشد، از چشم بشریت پوشیده شده اند و تا زمانی که زمینه کافی و لازم و بنابر مشیّت الهی برای ظهور آن حضرت فراهم نشود، آن حضرت طلوع نمی کنند.... “
3ـ آزمون دشوار الهی در عصر غیبت
” خداوند مرگ و زندگی را برای این خلق کرده است که بندگان خوب شناخته شوند و مورد آزمایش قرار گیرند. عدم حضور حجت الهی نیز خود یک آزمایش عظیم الهی می باشد که بنابر نص صریح روایات ما، عده ای در دین پا برجا می مانند و عده ای نیز در غفلت کامل دین خود را از دست داده یا در اصول و ارزش های خویش، ضعیف می شوند.... “
شرح کامل پست در ادامه مطلب./
ادامه مطلب...
آیت الله شیخ اسحاق الفیاض، از مراجع و علمای نجف اشرف در عراق، در بیانیهای که در محرم الحرام گذشته، صادر شد، به بررسی ادعاهای مهدویت در کشور عراق و رشد روز افزون آن پرداخته است.
به گزارش آینده روشن، این بیانیه به این شرح است:
هیچ شکی نیست که دعاوی مهدویت که اخیرا در عراق پدید آمده است باطل، بیپایه و شرمآور است.
مدعیان این دعاوی گمراه شده و گمراه کننده در کشوری هم چون عراق، دروغگو و فریبکار هستند و بر مؤمنان واجب است که آنها را تکذیب و از آنان دوری کنند؛ زیرا منحرف هستند و به ساحت مذهب اسائه میکنند و هدف آنان سوء استفاده از مردم ساده به وسیله مال، و دور کردن آنها از راه راست و کاشت فتنه و ایجاد آشوب در این کشور است.
مردم بدانند که ظهور امام به دست خداوند است. پس هیچ کس زمان ظهور آن حضرت را نمیداند، مگر خداوند عزوجل. پس هر کسی وقت ظهور حضرت را در یک موعد مقرر عنوان کند دروغگوست. کما این که خود حضرت مهدی(عج) در جواب سؤالهای اسحاق بن یعقوب فرمود: «... و اما ظهور فرج از جانب خداوند عزوجل میشود و کسانی که وقت خاصی را برای آن قائل شوند، دروغگو هستند ...» و هر کسی که ادعای فرستاده بودن خود از طرف حضرت(عج) را دانسته باشد، و یا این که با وی دیدار میکند، عین دروغگو و فریبکار میباشد.
از ائمه(ع) روایت شده که هر کسی ادعای رویت امام عصر را کند بر مردم واجب است که وی را تکذیب کنند و او را باور نکنند چه رسد به کسی که ادعای آن را بکند که فرستاده امام است.
ادامه متن در ادامه مطلب./
ادامه مطلب...
متن کامل این مقاله در ادامه مطلب./
ادامه مطلب...

بيترديد حضرت آيتالله العظمي محمدتقي بهجت كه از مفاخر زندة تشيع است، براي بسياري شناخته شدهاند. ايشان كه شيخ الفقهاء اين عصرند از بزرگان اهل عرفان عملي نيز به شمار ميآيند. شهادت بزرگان معرفت چون ميرزا علي آقاي قاضي، امام خميني، آيتالله بهاءالديني و ... بر اين مطلب صحّه نهاده و دهها نقل كرامت عملاً ايشان را بين خاص و عام شهرة اين مقامات نموده است. لكن سلوك خاصّ ايشان؛ كم حرفي و فقدان تأليفات موجب شده كه سخناني از ايشان نقل و گاه به شكل گلچين چاپ شود كه نوعاً فاقد نظمي منطقي و ارائة يك نظام منسجم به خواننده ميباشد.
نبودن چنين تقدير نظاممندي از فرمايشات ايشان منجر شده گاه شايعاتي پيرامون موضوعات مختلفي از جمله مسائل پيرامون مهدويت در بين مردم رواج يابد و پس از مدتي انكار و تكذيب گردد. در اين مقاله به دنبال دستهبندي و ارائه فرمايشات به ظاهر پراكندة معظمٌ له دربارة موضوع مهدويت هستيم. عليالقاعده منابع اصلي ما نيز همان كتابهايند لذا نميتوان ادعا كرد توانسته باشيم به همة ابعاد نظر ايشان دربارة اين موضوع مهم دست يافته باشيم. اما اهميت مطلب از يك سو، و اهميت، ارجمندي و وجاهت صاحبِ نظر از سوي ديگر ما را بر آن داشت تا همين اندك را هم دريغ نورزيم و آن را توشة راه نماييم. بدين منظور، مطالب را در چهار بخش مرتبط به هم تقديم ميداريم.
1. وضعيت امام غائب(عج)
2. وضعيت مأمومان در غيبت
3. اسباب غيبت امام(ع)
4. اسباب ظهور امام(ع)
شرح کامل مقاله در ادامه مطلب./
ادامه مطلب...
ظهور قائم(عج) پنج نشانه حتمي دارد و آن عبارتست از: قيام يمنى، خروج سفيانى، نداى آسمانى، فرورفتن سپاهي در يمن و كشته شدن نفس زكيه.
نـشانه هاى تخلف ناپذير ظهور امام مهدى عليه السلام كه بى هيچ ترديدى مقارن ظهور آن حضرت رخ خواهند داد و ارتباط گسست ناپذيرى با آن دارند، پنج نشانه اند. بـرخى از اين پنج نشانه، اندكى پيش از ظهور و برخى چند ماه پس از آمدن آن گرامى و برخى اندكى پيش از قيام نجات بخش و جهانى آن حضرت ، پديدار خواهند شد.در ايـن مـورد، روايـات بـسـيـارى وارد شده است كه با اندك تفاوت در ترتيب پيدايش اين علايم و نشانه ها، آنها را نشان مى دهد. نـخست، برخى از روايات را كه اين علايم پنجگانه را به صورت كوتاه ترسيم مى كـنـد مـى آوريـم، آنگاه هر كدام از آن نشانه ها را با توضيحى كه در روايات در مورد آن آمده و تفسير مناسبى كه به ذهن مى رسد، ترسيم مى نماييم.
امام صادق عليه السلام در اين مورد فرمود: خـمـس قـبل قيام القائم عليه السلام : اليمانى و السفانى و المنادى ينادى من السماء و خسف بالبيداء و قتل النفس الزكية .(1) پيش از قيام مهدى عليه السلام پنج رخداد بزرگ در پيش خواهد بود:
1 ـجنبش ترقى خواهانه مرد يمنى،2 ـ جنبش ارتجاعى سفيانى، 3 ـ نداى روح بخش آسمانى، 4 ـ فرو رفتن زمين، 5 ـ و قتل نفس زكيه
امام در ادامه فرمود: قـبـل قـيـام القـائم خـمـس عـلامـات مـحـتـومـات : اليـمـانـى و السـفـيـانـى و الصـيـحـة و قتل النفس الزكية و الخسف بالبيداء.(2) پيش از قيام قائم ، پنج علامت و نشانه مهم در پيش خواهد بود: جـنـبـش مـردم تـرقـى خـواه يـمـنـى، جـنـبـش ارتـجـاعـى سـفـيـانـى، نـداى آسـمـانـى، قتل نفس زكيه و فرو رفتن زمين.
و نيز فرمود: النداء المحتوم و السفيانى من المحتوم و خسف البيداء من المحتوم و اليمانى من المحتوم و قتل الفنس الزكيه من المحتوم .(3) نـداى آسـمـانـى بـه هـنگامه قيام قائم ، جنبش ارتجاعى سفيانى ، جنبش مترقى مرد يمنى ، فرو رفتن زمين و ديگر، كشته شدن نفس زكيه ، اين پنج نشانه ، از علايم قطعى ظهورند.
پي نوشت:
1- اكـمال الدين ، صدوق ، ج 2، ص 649، غيبت طوسى ، ص 267، با اندك تفاوت در ترتيب علائم پنجگانه و بحارالانوار، ج 52، ص 203.
2- اكمال الدين ، ج 2، ص 650 و بحار الانوار، ج 52، ص 204.
3- غيبت نعمانى ، ص 252 و 257، و بحارالانوار، ج 52، ص 233.
انتظار در مسيحيت
حضرت عيسى (ع) از ميان مردم رفت .
گروهى از ياران وى گفتند: درست است كه او درگذشت وبه خاك سپرده شد، ولى در روز سوم از قبر خود برخاسته وبه آسمان رفته است و دوباره براى پادشاهى بر روى زمين برخواهد گشت .
همچنين گفتند: حضرت عيسى براى اين كشته شدكه فداى گناهان مردم شود و مدعى شدندكه پيامبران پيشين درد ورنج وتصليب وی را پيشگويى كرده بودند. از نظر مسيحيان، حضرت عيسى (ع) شهيد نشد، بلكه قربانى گناهان مردم گرديد.
تا جايى كه تاريخ نشان مى دهد، اين باور زيربناى مسيحيت بوده است و مسيحيان در تبليغات خود اين مسأله را بسيار مطرح می كنند.
پس از صعود حضرت عيسى (ع) مسيحيان يقين داشتند كه او به زودى مى آید، زيرا از حضرت عيسى (ع) نقل مى شدكه درباره خودگفته است: پسر انسان خواهد آمد در جلال پدر خويش به اتفاق ملائكه خود، و درآن وقت هركس را موافق اعمالش جزا خواهد داد.
شوق ظهورعیسی مسیح(ع) مردم بر اثر علاقه شديد به بازگشت حضرت عيسى (ع) دچار توهمات شدندوتاريخ هايى را براى اين رويداد پيشگويى كردند. اين پيشگويى ها، مانند پيشگويى هاى مشابه آن در اديان ديگر، غلط از آب در آمد و در نتَيجه، رهبران دينى مردم را از اين كار برحذر داشتند .
فرقه هاى منتظر ظهور متعددى پديد آمدكه پايه آن ما را بر اين توهمات گذاشته بودند . مثلاً فردى به نام ويليام ميلر اعلام كرد حضرت عيسى (ع) درسال 843 1 تا 844 1م بازخواهدگشت. پيشگویى وى تحقق نيافت وخود او متعهد شد كه ديگر پيشگويى نكند.
فرقة ادوِنيست هاى روز هفتم كه بر اثر پشگويى هاى این شخص پديد آمد، تا عصر ما باقى است.
گروهى از آناباپتيست ها در قرن شانزدهم، براى آماده كردن زمينه سلطنت هزار ساله حضرت عيسى (ع) برخاستند وبرخى از شهرها را براى مدتى در اختيارگرفتند، ولى شورش آنان بى رحمانه سركوب شد.
ايروينگيان براى سرعت بخشيدن به ظهور آن حضرت، دوازده حوارى تعيين كردند، ولى از اين ابتكار طرفى نبستند.
گروهى از آنان به نام نوايروينگيان براى آن حواريون جانشينانى تعيين كردند و به اين حركت ادامه دادند . گواهان يهوه براى پذيرايى ازحضرت عيسى (ع) و انبياى پيشين در امريكا آپارتمان تهيه كردند.
مورمون ها، كریستادِلفين ها وبرخى از فرقه هاى عجيب وغريب ديگر مسيحيت، براى شتاب دادن به ظهور حضرت عيسى (ع) به كارهايى از اين قبيل دست زدند .
انتظار و صهيونيسم
در عصر ماكه يهوديان صهيونيست خود بر پاى خاسته وبا اشغال فلسطين درصدد برآمد ه اند حقارت هميشگى قوم يهود را برافكنند، چيزى از تب وتاب انتظار موعود كاسته نشده است ويهوديان در انتظار مسيحا لحظه شمارى می كنند.
حدود صد سال پيش متفكران يهود گفتند قوم ما اين همه سال در انتظار مسيحا خوارى ها را بر خود همواركرد، ولى از وی خبرى نيامد. ديگر انتظارمان به سر آمد وكاسه صبرمان لبريز شد. جا داردكه خود براى پايان دادن به وضع موجود برخیزیم .
آنان مكتب صهيونيسم را تأسيس كردند وگفتند بايد خودمان فلسطين را بگيريم . عموم يهوديان می گفتند اين كار درست نيست، زيرا طبق باورهاى دينى، تنها مسيحا مى تواند به چنين كارى اقدام كند. صهيونيست هاگفتند ما براى قيا م مسيحا پايگاهى در فلسطين درست می كنيم. قانع نمودن قومى كه قرن ها در خيالات واهى به سر برده بود، كارى مشكل بود.
اما آنان با صبر وحوصله فراوان، براى اين كار تبليغ كردند و مهاجرانى را به فلسطين بردند وپنجاه سال پيش دولت غاصب اسرائيل را در اراضى اشغالى بنياد نهادند.
البته هنوز هم اقليتى ناچيز از يهوديان بر اثر دلبستگى شديد به اميدهاى قديم، تشكيل دولت صهيونيستى را مخالف آرمان مسيحاى مى دانند وپيوسته با آن مخالفت كرده، می گويند بايد به سنت انتظار ادامه داد.
سرانجام، سواد اعظم يهوديت صهيونيسم را از جان ودل پذيرفتند و آن را رهگشاى عصر مسيحا دانستند. از اين رو، صهيونيست هاى غاصب فلسطين، علاوه بر دعاهاى مسيحايى موسوم، در پايان مراسم سالگرد بنيانگذارى رژيم غاصب (پنجم ماه اِیار عبرى) پس از دميدن در شيپور عبادت، اين گونه دعا می كنند:
اراده خداوند ما چنين بادكه به لطف او شاهد سپیده دم آزادى باشيم ونفخ صور مسيحا، گوش ما را نوازش دهد.

مقاله زیر نوشته خانم مریم معین الاسلام است که پیرامون منتظر پروری زنان در جامعه به نگارش رسیده است امیدواریم تاثیر گذار باشد./
چكيده
آنچه اين نوشتار در پي آن است، تبيين نقش مادر در تربيت نسل ولايي با بهره گيري از آداب و دستورات وارد شده در مضامين ديني است. براي تبيين اين مسئله، نويسنده به ساز و كارهاي تربيت نسل مهدوي و ضرورت بهرهگيري از اين ساز و كارها پرداخته است.
در اين مقاله، نگارنده به هشت گام اساسي اشاره ميكند كه مادران بايد بردارند تا محصول تربيت آنان، تربيت نسلي مهديباور و مهديياور باشد. اين گامها عمدتاً از زمان انتخاب همسر آغاز و نهايتاً تا پايان دوره نوجواني ادامه مييابد.
نگارنده، در اين نوشتار در پي اثبات اين مهم است كه غفلت از آداب اسلامي و دستورات وارده در اين زمينه، موجب ناكامي خانوادهها در تربيت نسل ولايتمدار در عصر حاضر شده است.
واژههاي كليدي: زن منتظر، منتظر پروري، نسل مهدوي، نقش مادر، تربيت نسل.
متن کامل مقاله در ادامه مطلب./
ادامه مطلب...
دوران پس از ظهور حضرت مهدى (عج) بدون شك، والاترين و شكوفاترين و ارج مندترين، فصل تاريخ انسانيّت است. آن دوران، دورانى است كه وعده هاى خداوند درباره ى خلافت مؤمنان و امامت مستضعفان و وارثت صالحان، عملى مى گردد و جهان با قدرت الهى آخرين پرچمدار عدالت و توحيد، صحنه ى شكوه مندترين جلوه هاى عبادت پروردگار مى شود.
در احاديث مختلف، گوشه هايى از عظمت آن دوران به تصوير كشيده شده است. ما، با استفاده از اين احاديث، برخى از كارهايى را كه امام زمان (عج) براى ايجاد جامعه اى متكامل و ايده ال، انجام مى دهند، اشاره مى كنيم:
1- حاكميّت اسلام در سراسر هستى
2- احياى قرآن و معارف قرآنى
3- گسترش عدالت و رفع ستم
4- گرايش دوباره به اسلام حقيقى
5- فراوان شدن نعمت هاى دنيوى
7- تكامل علمى و عقلى مردم
شرح کامل در ادامه مطلب./
ادامه مطلب...

نمونههاي ذيل، بخشي از نيازها و گرايشهاي متعدد فطري انسانهاست، كه همه آنها اشاره به يك حقيقت واحد دارند، و آن اينكه آدميان بر اساس فطرت خود جامعه ايدهآلي را ميطلبند، تا در آن، عموم ابناء بشر به راحتي در كنار يكديگر ، يكدل و يك زبان، بر مبناي اصول اخلاقي زندگي نمايند، و رهبري را جستجو ميكنند تا در سايه راهبري و دادگريش، تباهي از چهره جهان براي هميشه پاك شده و مردم از پرتو هدايتش به سرمنزل وحدت و كمال برسند.
كمال پرستي
خوي كمال پرستي انسان، پيوسته به دنبال رتبهاي و منزلتي افزونتر است. تمام تلاشهاي انسان، براي كسب معرفت و ثروت، قدرت و شهرت، بصيرت و سعادت، از فطرت كمال پرستي او سرچشمه گرفته است. " ويل دورانت " فيلسوف معاصر ميگويد:
" كشش به سوي مدينه فاضله و كمال مطلوب، در خون ماست و ما را راحت نميگذارد؛ مگر آنكه از رشد و حركت بازمانيم ."
گرايش به وحدت
طبيعت انسان، همواره وحدتگرا و وحدت دوست بوده است. از آنجا كه دنياي پس از ظهور منجي، وحدت و همبستگي جامعه بشري را در بالاترين شكل ممكن دارد، عموم آدميان در هر زمان و هر مكان خواستار چنين روزگاري بوده اند ، چنانكه " مهاتما گاندي " چنين ميگويد:
" اگر اين جهان نتواند روزي به صورت جهاني واحد درآيد، هيچ ميل ندارم در آن زندگي كنم ."
عدالت خواهي
زشتي ظلم و ستم، و زيبايي عدل و داد، با سرشت پاك آدميان آميخته است. فطرت انسان روزگاري را ميجويد كه حق و عدالت حاكم شود و جور و خيانت محكوم گردد. در عين حال، اوضاع كنوني جهان، آينده روشني را براي اهل آن ترسيم نميكند، به همين دليل در نوشته برنده جايزه نوبل ادبيات 1987، نويسنده بزرگ روس " يوزف برودسكي " در مقالهاي كه اوضاع دهه آخر قرن حاضر را پيشگويي و ترسيم كرده ميخوانيم
به نظر نميرسد كه طي دهه آينده ، جامعه به چيزي بيش از آنچه هست ، مبدل شود. بهترين چيزي كه ميتوان به آن اميدوار بود، اين است كه كمتر از امروز ناعادلانه باشد .
نياز به امنيت
نياز به امان و آرامش براي حيات بهتر و پردوام، يكي از حاجات فطري، بلكه حقوق طبيعي هر موجود زنده و به ويژه انسان به شمار ميآيد.
تنها اميد
مصلحين و انديشمندان جوامع بشري ، در جستجوي راهي كه پيامآور آيندهاي روشن و نويدبخش باشد، آرزوهاي خويش را در جوامعي ايدهآل مجسم ساخته اند ؛ ولي متأسفانه تمامي آنها جز طرحهايي غيرعملي و رؤيايي بيش نبودهاند. جوامع تشكيل شده از سوي گروهي ديگر چون سازمان ملل و شوراي امنيت و سازمان ع ف و بينالمللي و صدها گروه و دسته ديگر كه با اهداف خيرخواهانه و عقلپسندانه ، آغاز به كار نمودهاند ، نيز در عمل همچون طبل توخالي بودهاند. و هرگز نتوانستهاند مرحمي بر زخمهاي بشريت قرار دهند و بالاخره در تأمين امنيت و آسايش ناتوان ماندهاند.
واقعيت اين است كه عليرغم عدم موفقيت بشر در جامعه ايدهآل، از روزگاران كهن داستان ظهور مصلح، در آخرالزمان، اصلي اساسي بوده است و پيشينيان بشر، پيوسته آن را به ياد ميآوردهاند.
اصولاً فتوريسم يعني اعتقاد به دوره آخرالزمان، و انتظار ظهور منجي عقيدهايست كه در كيشهاي آسماني به مثابه يك اصل مسلم، قبول شده است.
تمامي اديان آسماني بر اين مسئله متفق هستند كه در آخرين دورههاي تاريخ بشريت، در حاليكه جهان مملو از ظلم و جور شده است، موعودي خواهد آمد و نظام جهان را بر اساس پرستش و عبادت خداي يگانه بر مبناي عدل و داد و دوستي برپا خواهد نمود.
پيروان اديان الهي از آنجا كه تمامي وعدههاي الهي را محقق ميدانند، چشم انتظار اويند . همان كس كه بر اساس آنچه گذشت؛ فطرت تمامي آدميان او را ميطلبند
عصر غیبت عصر انتظار فرج و آمادگی برای ظهور امام زمان علیه السلام است. دورانی است که شیعیان باید علاوه بر حفظ خویش، مقدمات ظهور را آماده نموده و از خود نیرویی قوی برای یاری آن حضرت بسازند. اما سئوالی که مطرح می گردد این است که در دورانی که امام علیه السلام در پس پرده غیبت به سر می برند وظیفه شیعیان چیست و چگونه باید باشند. در بعد مسائل اجتماعی و روابط مردم با یکدیگر و ساخت جامعه آرمانی برای رسیدن به ملاک و معیارهای ظهور امام زمان علیه السلام، بهترین راه نگاه به احادیث و اشارات معصومین و امام زمان علیهم السلام است که در این پست به بعضی از آنها اشاره می گردد.
از جمله:
1- کمک به فقرا
2- گمنامی
3- ورع، خوش خو، خوش رفتار
4- یقین و شناخت صحیح
5- انجام کارهایی که باعث نزدیکی به اهل بیت است
6- صبر بر فقر، صبر بر دشمنی مردم، شکیبایی
7- کنترل زبان، ماندن در خانه
8- حفظ اتحاد و یکدلی
9-شکیبایی
شرح کامل وظایف در ادامه مطلب./
ادامه مطلب...
در ميان احاديث فراواني كه از زبان مبارك حضرات معصومين عليهم السلام بيان شده است، بخشي از آنها به «حديث قدسي» مشهور گشته اند كه علماي علم حديث شناسي و به تعبير دقيق تر «علم الحديث» در معرفي اين نوع از احاديث چنين گفته اند:
«حديث قدسي عبارت از حديثي است كه پيغمبر از خداوند اخبار كند. بدين گونه كه معني و مضمون آن بر قلب پيغمبر القاء مي شود و پيغمبر با لفظ خود اداء مي نمايد، لذا در الفاظ آن تحدي و اعجازي نيست، به خلاف قرآن كه به الفاظ مخصوص وحي شده كه تغيير آن به لفظ ديگري جائز نيست و ديگران در آوردن مثل آن عاجزند.»
حديث قدسي از نظر موضوع و محتوا در برگيرنده مباحث متنوع و گوناگوني است، از مواعظ و پند و اندرز گرفته، تا تاريخ انبياء و... از جمله مطالبي كه در خلال احاديث قدسي بدان اشاره شده، موضوع زندگي، ويژگي ها و حوادث دوران غيبت و ظهور امام زمان(ع) است كه در نوشتار حاضر به برخي از اين مطالب و موضوعات مهدوي اشاره شده است.
وصايت و امامت حضرت مهدي(ع)
پيامبر اكرم(ص) در طول حيات پربركت خويش به مسئله جانشيني بعد از خود عنايتي تام و تمام داشته و در موارد گوناگون، اين مطلب و اسامي جانشينان و امامان بعد از خود را متذكر مي شده اند. البته اين موضوع در احاديث قدسي نيز مورد يادآوري و تأكيد قرار گرفته است. و از آنجا كه امام زمان(ع) به عنوان آخرين جانشين پيامبر(ص) از جانب ايشان معرفي شده بودند در احاديث قدسي نيز به موضوع امامت و وصايت آن حضرت(ع) تصريح گرديده كه از اين ميان حديث زير قابل توجه مي باشد:
«... سلامه از ابوسليمان، چوپان رسول خدا(ص) نقل كرده كه گفت: من از رسول خدا(ص) شنيدم كه فرمود: وقتي در شب معراج به آسمان رفتم، خداوند جل جلاله به من فرمود: ... اي محمد، من تو و علي و فاطمه و حسن و حسين و امامان از نسل آنها را از نور خود آفريدم و ولايت شما را به همه اهل آسمانها و زمين عرضه كردم. هر كس آن را قبول كند در نزد من مؤمن است و هر كس انكار كند كافر مي باشد... اي محمد آيا مي خواهي آن امامان بعد از خود را ببيني؟ گفتم: بلي اي خداي بزرگ! خطاب آمد: پس به سمت راست عرش نگاه كن، وقتي كه نگاه كردم ديدم علي، فاطمه، حسن، حسين و علي بن حسين و محمدبن علي و جعفر بن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمدبن علي و علي بن محمد و حسن بن علي و مهدي كه در ميان انوار زيادي مي درخشيد، به حال ايستاده نماز مي خوانند و در ميان آنها نور مهدي از همه درخشان تر است...»
ويژگي ها و خصال حضرت مهدي(ع)
امام زمان(ع) به عنوان آخرين حجت خداوند در زمين و كسي كه مأموريت برپا داشتن عدالت حقيقي را برعهده دارد، از ويژگي ها و خصالي برخوردار است كه تنها شايسته و برازنده اوست و كس ديگري را در اين خصال ياراي مشاركت با او نيست مگر انبياء الهي و ائمه معصومين عليهم السلام، در پاره اي از احاديث قدسي ضمن اشاره به مطالبي از قبيل امامت و وصايت آن حضرت(ع) به اين ويژگي هاي آسماني اشاره شده:
ادامه متن در ادامه مطلب./
ادامه مطلب...
![]()
(1) سخن آن حضرت در توصيف خود منم مهدى ، منم قائم ، منم آنكه زمين را از عدالت پر گرداند ، همانگونه كه از ستم لبريز شده باشد .
( 2 ) سخن آن حضرت در توصيف خود منم باقيمانده حجتهاى الهى در زمين ، منم انتقام گيرنده از دشمنان خداوند .
( 3 ) سخن آن حضرت در توصيف حجتهاى خداوند خداوند ايشان را از گناهان دور ، و از عيبها و زشتيها منزه ، و از آلودگى پاك ، و از اشتباه و خطا مبرا و محفوظ داشته ، و آنان را نگاهبانان گنجينه علم خويش ، و امانت دار حكمت خود ، و رازدار اسرارش قرار داده ، و با دلائل روشن تأييد و پشتيبانى نموده است .
( 4 ) سخن آن حضرت در اينكه خدا با آنان است خدا با ماست ، و با بودن أو نيازى به ديگرى نداريم ، و حق با ماست ، و از اينكه كسى از ما روى گرداند ترس و وحشتى نداريم .
ادامه فرمایشات در ادامه مطلب./
ادامه مطلب...
قافله سالار كاروان انقلاب، دلداده و شيداى امامش مهدى (عج) بود. اين دلدادگى برخاسته از باورى عميق بود كه در تمام وجود او موج مىزد؛ تا آن جا كه خود و زندگىاش را وقف مهدى (عج) و آرمانهاى بلند او كرد و از ميان همه شكلهاى زندگى، مهدىزيستى را برگزيد.
»روح الله«، الگوى مهدىزيستان و معيار مهدىياوران است. او به حق، نايب امام است. در اين بهار كه هنوز با رفتن او براى عاشقانش رنگ خزان دارد و تداعىگر خزان در بهار است، با جلوه هايى از »مهدى باورى«، »مهدىياورى« و »مهدىزيستىِ« او، خود و اماممان مهدى (عج) را تسليت مىدهيم.
يكم. مهدى باورى
مهدى باورى، برخاسته از بنيانهاى فكرى و مبانى عقيدتى عميقى است كه بدون آنان، نمىتوان به يك باور ژرف دست يافت. اين مبانى، ريشه در درك اندازههاى وجودى انسان و عجز و نارسايى حسّ، عقل و تجربه او در فهم بايدها و نبايدهاى راه بلند او تا قرب خدا دارد...
دوم. مهدى ياورى
تجلى باور مهدى در يارى او است. يارى مهدى، زمينههاى قيام او را فراهم كردن و خود را مهياى پذيرش او كردن است: »اعينونى بورع و اجتهاد و عفة و سداد«؛ »من سرّه ان يكون من اصحاب القائم، فليعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر«....
سوم. مهدى زيستى
مهمترين ويژگى امام راحل (ره)، »مهدى زيستىِ« او بود، و اين همان چيزى است كه امروز جامعه ما به شدت محتاج به آن است. شايد بتوان گفت مهدى زيستى، خود از بهترين راههاى مهدى ياورى و حقيقت آن است.به فرازهايى از سيره اين مريد و مراد، نايب و امام، ولى فقيه و ولىالله مرور مىكني...
سادهزيستى امام
سطح زندگى امام از نظر تغذيه، اسكان، استفاده از وسايل شخصى و ديگر امور زندگى، از افراد طبقه سه جامعه هم پايينتر بود. با اين كه ايشان رهبر يك حكومت بودند و يك شخصيت سياسى و جهانى داشتند، اما...
سختگيرى امام...
سختكوشی...
شاگردپرورى و غريبنوازى امام...
ابهت امام ...
و متن کامل در ادامه مطلب./
ادامه مطلب...
آيه دارد كه وجود مبارك ابراهيم درخواست كرد كه امامت را به ذريه من هم عطا كني و حضرت مطلبي فرمودند....
مهمترين كاري كه امام انجام ميدهد عدل است و اين عدل يك مثلث ميموني دارد....
نخستين مطلب، آن است كه وقتي قرآن كريم از امامت سخن به ميان ميآورد، عنصرِ محوريِ امامت را تذكّر ميدهد...
چون وجود مبارك حضرت ولي عصر، ارواحنافداه، امام و خليفة خدا است، او هم اگر بخواهد سمتي بدهد، كسي را نصب كند، ابلاغي بدهد، شأني به كسي واگذار بكند،لاينال عهدي الظالمين؛ چون ممكن نيست عهد خدا به عادل برسد، ولي عهد عادل به ظالم برسد. بنابراين، كسي نيابت عام يا خاص از وجود مبارك ولي عصر، أرواحنا فداه، را بر عهده خواهد داشت كه عهد آن حضرت به او رسيده باشد: ولاينال عهدهُ الظالمين....
اصل سوم، آن است كه وجود مبارك حضرت، گذشته از اينكه طبق روايات متواتر، از فرزندان ابراهيم خليل است و خداي سبحان، به امامت فرزندان عادل آن حضرت بشارت داده است و فرمود...
همچنين آنان عدل ممثّل هستند. پس هم قانون، قانون عدل است و هم رهبر، رهبر عادل. مشكل تنها از جامعه است...
مرحوم مجلسي اول ـ رضوان الله تعالي عليه ـ با عظمت زيادي از حكيم سنايي نام ميبرد. علّت آن هم اين است كه اين حكيم بزرگوار، سخنان نغزي دارد.
او ميگويد: مگر شما الان زنده هستي؟ خوب، آدم مرده بايد خودش را زنده كند و بعد، از مردن بترسد! از اين زندگي بترس كه اكنون درآني...
حالا ما اين را تحليل قرآني بكنيم تا معلوم شود كدام ملّت زنده است و كدام ملّت زنده نيست. به اين شرط كه بدمان نيايد...
بيان نوراني حضرت امير اين است كه اينان وقتي به مال حرام رسيدند، ((كطلح منضود و ظلّ ممدوداند)). اينان وقتي دستشان به بيتالمال ميرسد، ((طلح منضود و ظل ممدود و ماء مسكوب)) ميشوند! هر كس دستش به هر چه رسيد، ميگويد: ((مال من است...
شناخت وجود مبارك حضرت وليّعصر براي ما داراي اهميّت حياتي است. اهميت حياتي؛ يعني واقعاً حياتي است و تعارف هم ندارد...
انسان يا زنده است يا مرده و زنده، يا مؤمن است يا كافر. اين چهار گونه ميشود. در سورة مبارك يس، اين چهار گروه را ذكر نكره است، بلكه فرمود...
متن کامل فرمایشات در ادامه مطلب./
ادامه مطلب...
ولادت کریمه اهل بیت و عمه ی سادات حضرت فاطمه معصومه (س) بر عاشقان آن همای بخشش مبارک باد.
مرغ دلم راهی قم می شود
در حرم امن تو گم می شود
عمه ی سادات سلام علیک
روح عبادات سلام علیک
کوثر نوری به کویر قمی
آب حیات دل این مردمی
عمه ی سادات بگو کیستی؟
فاطمه یا زینب ثانیستی؟
از سفر کرب وبلا آمدی؟
یا که به دنبال رضا آمدی؟
من چه کنم شعله ی داغ تو را
درد وغم شاهچراغ تورا
کاش شبی مست حضورم کنی
با خبر از وقت ظهورم کنی
حاج محمد رضا آقاسی

اگر حکومت جهانی مهدی سراسر جهان را فرا خواهد گرفت پرچم اسلام و توحید در همه نقاط زمین به اهتزاز در می آید ، آیا در قرآن مجید این سند محکم و بزرگ و خلل ناپزیر اسلام ، سخنی در این باره به میان آمده است؟
پاسخ: آیات متعددی که تاویل آن تطبیق با حضرت ولی عصر -
ارواحنا له الفداء- شده ، بسیار است به عنوان نمونه:1. در قرآن کریم می خوانیم :
"هُوَ الََّذِی اَرسَلَ رَسُولَهُ وَ دِینِ الحَقِّ لَیُظهِرَه عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ ولَو کَرُهَ المُشرِکُن " (صف آیه9 ) ، او خدایی است که رسولش را با دلایل رهنمون بخش فرستاد ، تا آن را بر همه دین ها غالب گرداند، هرچند این موضوع خوش آیند مشرکان نیست.
این آیه صریحا نوید می دهد گه روزی خواهد آمد که آیین اسلام همه ادیان و مرام ها را تحت الشعاع خود قرار خواهد داد و سراسر جهان زیر لوای اسلام قرار می گیرد ، که منظور همان وقتی است که حضرت مهدی در سراسر جهان حکومت واحد اسلامی تشکیل می دهد.
2. و باز می خوانیم:
" وَ لَقَد کَتَبنا فِی الزَّبُرِ مِن بَعدِ الذِّکرِ اَنَّ الاَرضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ " (انبیا آیه 105) ، یقینا (بدانید که) ما در زبور (کتاب حضرت داود) نوشتیم پس از ان که این مطلب را در ذکر (تورات) نیز نوشته بودیم که: حتما بندگان صالح وارث زمین می شوند.
این آیه حاکی از آن است که در کتاب های آسمانی زبو و تورات و قرآن ، موضوع حکومت انسان های شایسته بر سراسر زمین نوشته شده است . روشن است که وعده خدا حق است روزی خواهد آمد که بندگان صالح، که از نظر قرآن مسلمین راستین هستن ، حکومت واحد صالحان را بر همه نقاط زمین بر قرار می سازند ، که اشاره به حکومت حضرت مهدی است.
ادامه متن در ادامه مطلب./
ادامه مطلب...

